چند مدت قبل یکی از دوستانم طی مراسمی دوستانه از همه خداحافظی کرد و از شهر مهاجرت کرد و رفت.

اما در مراسم خداحافظیش حرف های قشنگی گفت، معمولا وقتی ما می خواهیم یه عملکردی از خودمان بدهیم می گوییم: خوشحالیم که این کار را کردیم، خوشحالیم که اون کار را کردیم، خوشحالیم برای این دوست فلان قدم را برداشتیم و …

ولی دوست من حرف های خیلی قشنگی زد او نگاه قشنگی داشت به موضوعات و عملکردش که خیلی کیف کردم.

گفت: «من به کارهایی که نکردم بیشتر افتخار می کنم تا کار هایی که کردم. کارهایی که نکردم بیشتر تو ذهنم است تا کارهایی که کردم.»

خیلی برای من عجیب بود. یعنی چی کارهایی که نکردم تا کارایی که کردم؟

در ادامه گفت:

«من افتخار می کنم که هیچ انسانی  را نا امید نکردم اگرفردی  به من مراجعه کرد و درخواست به حقی داشت و می تونستم برای او کاری کنم او را نا امید نکردم.

 افتخار می کنم غیبت کسی را نکردم، غیبت دوستی را با دوست دیگه ای نکردم

افتخار می کنم که از دوستی با رفیقی سوء استفاده نکردم.

افتخار می کنم با حرف هایم دل کسی را رنجیده نکردم.

در دلم گفتم:

که وای چقدر جالب میگه. تا حالا به مسائل زندگی به این دید نگاه نکرده بودم که بعضی وقتا کارهایی که نکردیم خیلی مهم تر از کارهایی بوده که انجام دادیم!

با خودم گفتم: چه قدر از این کارهایی که نکردیم تو کارنامه من هست ؟… چقدر هست ؟… چقدر مطمئن هستم که به پدر و مادرم کم احترامی نکردم؟ چقدر مطمئنم که به دوستم بی توجهی نکردم؟ چقدر مطمئنم که به همسرم و فرزندم کم توجهی نکردم؟

بعضی وقت ها کارهایی که نمی کنیم خیلی مهم تر از کارهایی است که می کنیم.

شاید فلسفه روزه، یه نوع بررسی باشه برای کارهایی که نباید بکنیم. خیلی ساده ش فقط غذا خوردن و آب خوردن و این چیزها است. ولی یک قدم بریم جلو تر(با پا یه قدم اومدم جلو) ولی یک قدم بریم جلوتر… خیلی کارهای دیگه است که نباید بکنیم !